ذبيح الله صفا

869

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

33 - وحشتى جوشقانى « 1 » مولانا وحشتى جوشقانى از شاعران معروف سدهء دهم و يازدهم و از شاگردان محتشم كاشانى بود . واله داغستانى مىنويسد كه بسال 999 بشيراز رفت و در آنجا با ابو تراب بيگ فرقتى ( م 1026 ه ) آشنايى و دوستى يافت و سپس بهند سفر كرد و چندگاه در گلكندهء دكن بسر برد و همانجا بسال 1012 يا 1013 درگذشت . در بعضى از مأخذها او را كاشانى و همان خواجه حسين كاشى دانسته‌اند كه مير تقى الدين ازو در خلاصة الاشعار نام برده است . شيوهء او در شاعرى همانست كه در غالب شاعران سدهء دهم مىبينيم . از ديوانش نسخه‌يى بشمارهء 7797 . Add در كتابخانهء موزهء بريتانيا ملاحظه شد شامل غزل و مفردات متجاوز از هزار بيت . ازوست : سوختى داغ غمى بر دل بىكينهء ما * كه بجان آمده دوزخ ز تف سينهء ما ما سكندر صفتانيم در اقليم سخن * آفتاب رخ خوبان بود آيينهء ما بس كه در سجدهء بت صدق برهمن ديديم * شد به بتخانه بدل مسجد آدينهء ما تا قيامت كمردرد ببندد بميان * هر كه در عشق تو بندد كمر كينهء ما وحشتى باز مگو نالهء ما بىاثرست * در دلش كرده اثر نالهء دوشينهء ما *

--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * روز روشن ، تهران 1343 ، ص 896 . * نتايج الافكار ، بمبئى 1336 ، ص 672 . * صحف ابراهيم ، خطى . * تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 517 و 833 . * خلاصة الاشعار مير تقى الدين كاشانى ، خطى . * فهرست ريو ، ج 2 ، ص 672 . * رياض الشعراء واله داغستانى ، خطى .